تبليغاتX
آموزگار

آموزگار

بیا به میکده و چهره ارغوانی کن نرو به صومعه کانجا سیاهکارانند

وزير نادان و بي كفايت ارشاد اخيراً در مصاحبه با خبرنگاران ائمه معصومين عليهم السلام را از نظر مفيد بودن براي مردم ، به گوسفند تشبيه كرده است!

جداً توهيني بدتر از اين نمي توان در باره ائمه اطهار عليهم السلام رواداشت و با كمال تأسف شاهد سكوت نكبت بار مراكز و نهادهاي مذهبي و فرهنگي در اين خصوص هستيم همانان كه به خاطر  كف زدن جوانان كفن پوش به خيابانها مي ريختند ! و حالا طوري رفتار مي شود كه گويا هيچ اتفاقي نيفتاده است . واقعاً بايد به حال اين ملت گريست كه مسئوليت وزارت ارشاد و بسياري از وزارتخانه هاي ديگر را چنين افراد نالايقي به دست گرفته اند و هر آنچه كه به عقل ناقصشان مي رسد در اين وزارتخانه ها پياده مي كنند و هزينه ها و تبعات گفتار و كردار آنها نيز بردوش ملت با فرهنگ ايران مي افتد . معلوم نيست تا كي بايد شاهد سيادت اين گروه نالايق بر اركان كشور باشيم .    

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:37  توسط معلم  | 

هفته گذشته مهستي يكي از خوانندگان زن معروف ايراني كه ظاهراً  از مدتها پيش به بيماري سرطان پيشرفته مبتلا بود درگذشت و اين خبر تنها در برخي از روزنامه هاي داخلي انعكاسي كمرنگ پيدا كرد . در اينجا بي آن كه بخواهيم قضاوتي در باره اين خواننده معاصر كه البته در جاي خود قابل تأمل و بررسي است ، داشته باشيم  لازم است نكته اي را خاطرنشان كنيم كه يادآوري آن چندان بي ربط و بي فايده هم نيست.

صرفنظر از سابقه و شخصيت  و زندگي اين خواننده بايد اذعان كرد كه به هرحال چه خوشايند نظام باشد و چه نباشد ؛ مهستي جزئي از تاريخ موسيقي ايران معاصر محسوب مي شود و آثاري كه از وي باقي مانده است ، بخشي از ماندگارترين كارهاي هنري در زمينه موسيقي ايران را تشكيل مي دهد  وكمتر كسي است كه  ترانه هاي اين خواننده قديمي را كه ساليان سال (قريب به چهل سال ) به فعاليت هنري مشغول بوده  به خاطر نسپرده و در خلوت خود زمزمه نكرده باشد. 

اما مقصود از پرداختن به اين موضوع ، اشاره به اين مطلب بود كه در مراسم خاكسپاري اين خواننده ، عده اي از بهترين هنرمندان و ترانه سرايان و موسيقيدانان و شاعران و نوازندگان معاصر حضور داشتند كه به جرأت مي توان گفت  ؛ چكيده و خلاصه هنر موسيقي ايران در چند دهه گذشته محسوب مي شوند و با كمال تأسف بايد اقرار كرد كه  به دليل بي برنامگي ها و ناداني هايمان در عرصه فرهنگ و هنر بعد از گذشت سي سال، هنوز هم نتوانسته ايم بديلي شايسته و هم طراز حتي براي يكي از آنان در عرصه موسيقي تربيت كنيم ! و اين سرمايه هاي بزرگ و تكرار نشدني با گذشت عمر و كهولت سن يكي پس از ديگري از دستمان مي روند و ما همچنان تماشاگر اين تراژدي غمبار هستيم ؛ كساني كه به رغم دوري از وطن، هنوز هم بر دلهاي مردم اين سرزمين حكومت مي كنند و به خوبي و حسن، شهرت دارند. و اين حكايت تلخ روزگاري است كه بر فرهنگ و هنر اين سرزمين  رفته است و همچنان مي رود .و هر روز بايد افسوس روزگاران گذشته را بخوريم كه چگونه فرصت ها را به آساني يكي پس از ديگري از دست مي دهيم. اين در حالي است كه سالياني مديد وقت و سرمايه اين ملت براي تربيت و پرورش چنين استعدادهايي صرف شده است و جايگزيني اين همه هنرمند درجه يك كه جلاي وطن كرده اند حتي در شرايطي كاملاً مساعد ، عمر و فرصتي را مي طلبد كه شايد  اين فرصت هيچگاه دوباره تكرار نشود .

مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو        يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو

آيا ديدن اين صحنه ها نبايد ذره اي ما را به تأمل وادارد كه از خود بپرسيم كه مارا چه شده است كه به اين سرعت و آساني مفاخرمان را به دست خويش به باد داديم و مي دهيم و آواره ديار غربت مي نماييم تا در آنجا در حسرت خاك وطن عمر خويش بگذرانند تا اين كه سرانجام در سرزميني بيگانه غبار مرگ چهره يكايك آنان را بپوشاند !؟

چه بد مردماني هستند آنان كه بزرگان خويش را قدر نمي دانند .

خداي گو مفكن سايه شرف هرگز      بر آن ديار كه طوطي كم از زغن باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 18:30  توسط معلم  | 

وزير محترم آموزش و پرورش در مصاحبه اي با خبرگزاري ايسنا اشاره كرده بود كه دشمنان درصدد آنند تا ارتباط بين نسل جوان را با هويت فرهنگي گذشته ايران ، از بين ببرند و با خالي كردن اين نسل از پشتوانه فرهنگي غني گذشته در افكار و عقايد آنان رسوخ كرده و اهداف خويش را پياده سازند!

انصافاً اگر اين سخن ، سخن  شخصي گوينده باشد ، سخني است اساسي و معقول كه در مورد صحت و درستي آن نبايد ترديد نمود. اما وقتي با توجه به ديگر بيانات وي كه در ادامه اين گفتگو آمده است پي مي بريم كه منظور ايشان از پيشينه پرافتخار فرهنگي اين مرز و بوم صرفاً همان دوران تاريخ بعد از اسلام بوده است و در دوران معاصر هم الگوهاي مورد نظر ايشان فقط چند روحاني معروف از جمله شهيد مطهري و ... مي باشد، كاملاً ذهنيتمان نسبت به متوليان فرهنگ اين مرزو بوم به هم مي ريزد و كلاً نااميد مي شويم.

چرا كه مگر مي شود نام دانشمندان و مردان بلند آوازه اين كشور در دوران پيش از اسلام را كه تاريخ ساز بوده اند و مورد افتخار و الگوي جهانيان ، با اين قبيل تحريفات از صفحات تاريخ پاك كرد؟واصولاً با اين روش چگونه مي توان اميدي به احساس هويت و غرور ملي جوانان در اين كشور داشت ؟

 يكي از انتقادات هميشگي ما بر گذشتگان ناخلف اين بود كه آنان تاريخ را به فرموده شاهان قدرقدرت و مطابق ميل آنان مي نگاشته اند و با اين تحريف ها حقايق را وارونه جلوه مي داده اند اما حالا چه شده است كه ما خود گوي سبقت را از آنان ربوده ايم و تاريخي را كه برتارك كره زمين همچون خورشيدي تابناك مي درخشد ، اينگونه مختصر و محدود و تحريف شده به آيندگان مي رسانيم. معلوم مي شود كه دايره خودي و غيرخودي نه فقط حال حاضر ، بلكه گذشتگان اين مرزوبوم را نيز شامل شده است و هرچيز و هركسي را كه با توهمات و اميال ما موافق و همراه نبوده بايد از تاريخ اين ملت نيز حذف كرد!!!

حال با اين اوصاف معلوم نيست كه آقايان به چه دليل از ساخت و نمايش فيلم 300 اينگونه برآشفته اند و صداي اعتراضشان گوش فلك را كر كرده است . اكنون بر همگان آشكار شده است كه آقايان با تاريخ نيز گزينشي و سياسي برخورد كرده و هرجا كه مي توان از آن بهره برداري سياسي كرد ، خود را هوادار تاريخ و هويت ملي نشان مي دهند و به دفاع از خشايارشا و كوروش و ... مي پردازند و هرجا كه حقايق تاريخي با منوياتشان در تضاد باشد شروع به فحاشي به افتخارات يك ملت و پاك كردن صورت مسئله مي كنند. و اين است معني تقوا ومسلماني آقايان و عدالت ايشان در گفتار و كردار كه توصيه رسول اكرم(ص) بوده است !

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 15:17  توسط معلم  | 

نمي دانم آنهايي كه اين روزها اخبار استيضاح فرشيدي وزير آموزش و پرورش را از رسانه ها دنبال مي كنند چگونه مي انديشند ؛ اما درباره خودم بايد بگويم كه به هيچ وجه به اين مجلس دلخوشي و اميدي ندارم و كارها و عوامفرييي هايش مثل روز برايم روشن است . گرچه آنان كه قدري از هوش سياسي برخوردارند بخوبي درك مي كنند كه اين تلاشهاي مردم دوستي آقايان نماينده ، به هيچ وجه از سر درد نيست و بلكه نمايشي سياسي است براي فريب مردم كه در آستانه برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي و نشان دادن وجهه اي مردمي از خود بروز مي دهند . در واقع اگر نيك بنگريد به ياد خواهيد آورد كه اين آقايان نمايندگان مجلس هفتم ، اصولاً نمايندگان منتخب مردم نيستند و قبل از اين كه با رأي مردم در اين مسند بنشينند ، منتحب (وبه عبارت بهتر)، منتصب  شوراي نگهبان هستند! و لذا چگونه مي توان از منتصبين شوراي نگهبان اميد آن را داشت كه براي رضاي خدا كاري به صلاح اين ملت صورت دهند!؟ آیا هیچ گربه ای برای رضای خدا موش می گیرد؟

حالا هم كه سوژه اي به دست آقايان افتاده است و مي خواهند خود را مردم دار نشان بدهند و براي خاموش كردن خشم معلمان از برخوردهاي ناشايست پليسي و زندان و ضرب و شتم معلمان زحمتكش (كه براي احقاق حقوق صنفي خويش در حال مبارزه مي باشند)، خود را از اين ماجرا پاك و مبرا نشان دهند و توپ را در زمين يك آموزش و پرورشي مفلوك ديگر همچون فرشيدي بيندازند و خود سالم از معركه جان به در ببرند كه بله ؛ علت اصلي تمام اين مشكلات آموزش و پرورش ، بي كفايتي آقاي وزير بود و چون ما متوجه آن شديم بلادرنگ او را استيضاح و از وزارت عزل كرديم و حالا ديگر دليلي بر ادامه طرح خواسته هاي معلمين نمي باشد و وزير جديد هم چندسالي مهلت لازم دارد تا بر امور مسلط شود بنابراين حالا حالا ها بايد صبر كنيد و دم بر نياوريد كه ما به آرامش نياز داريم و .... !

مي بينيد ؟ به همين سادگي است . لذا نبايد فريب اين منتخبين شوراي نگهبان را خورد زيرا اينان نماينده ملت نيستند و حرفشان حجيت ندارد. معلمان نبايد از خواسته هاي خويش دست بكشند و عقب نشيني كنند چرا كه حق گرفتني است و اينان به هيچ وجه اراده اي براي پرداخت حقوق تضييع شده معلمان ندارند مگر آن كه مجبور به اين كار بشوند. پس بياييم پشت به پشت هم داده و حقوق قانوني خويش را فرياد بزنيم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 19:15  توسط معلم  | 

روزي كه تصميم گرفتم با ايجاد يك وبلاگ ، ديدگاههاي خويش را در حوزه آموزش و پرورش و برخي مسائل فرهنگي با ديگران درميان بگذارم ، سعي داشتم كه از ورود به حوزه هاي سياسي پرهيز نمايم و مقالات و نوشته هاي من نيز  نوعاً ملايم و البته حاوي برخي ديدگاههاي انتقادي بود كه جهت گيري هاي كلان فرهنگي و اجتماعي آموزش و پرورش و برخي دستگاهها و نهادهاي فرهنگي كشور را به چالش مي كشيد ، تا اين كه اين دولت مهرورز!!! بر سركار آمد و همان گونه كه  انتظار مي رفت شروع به قلع و قمع مخالفين و دگرانديشان نمود تا جايي كه شاهد آن هستيم كه تاب و تحمل يك وبلاگ در محدوده مخاطبين خاص و محدود را هم ندارد ؛ زيرا همچون خفاشاني كه تاب روشنايي حقيقت را ندارند ،  جهان را تيره و تار مي پسندند ! و از ديد آنها حقيقت فقط همان چيزي است كه آنان بر زبان مي آورند و شريعت نيز هماني است كه آنها بدان دعوت مي كنند و هركه به غير از اين بينديشد و عمل كند مستحق مجازات است و مهدورالدم !

القصه معلوم شد كه همين نوشته هاي جسته و گريخته ما وبلاگ نويس ها به قدري مؤثر بوده است كه عوامل كوروكر و کژانديش دولت مهرورز ؟! اقدام به فیلتر نمودن آن کرده اند به امیدی که صدای منتقدین و معترضین به خاموشی گراید - زهی خیال باطل.  حال كه معلوم گشته است ما وبلاگ نویس ها تا این حد  تأثيرگذار هستيم ، چرا خاموش بمانيم ؟! پس هر بار كه ما را از دم تيغ فيلتر بگذرانند دوباره از جايي ديگر سربرخواهیم آورد  و جوانه خواهيم زد و تا زماني كه زنده ايم مانند جويبار جاري خواهيم بود و سخن و حرف دل مردم را خواهیم نوشت اما این بار در وبلاگی دیگر.

آن كيست كه در اين سرزمين زندگي كند و رنج و ناراحتي اين ملت بزرگ  و فداكار را ببيند  و سكوت اختیار كند؟ و كدام ناجوانمرد است كه در برابر اين نامردمي ها و بي عدالتي ها و تعدي به نواميس مردم درخيابانها كه به نام مبارزه با بي بندوباري و ... اجراي احكام شريعت و خزعبلاتي از اين دست،صورت مي گيرد دم برنياورد ؟ و آيا مي توان با راحتي خيال ، شاهد لگدمال شدن آزادي (اين ارزشمندترين واژه حيات انساني) و شرافت هم ميهنان خويش بود و خروش خويش را در گلو خفه كرد؟

 دريغ است ايران كه ويران شود                 كنام پلنگان و شيران شود

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 16:54  توسط معلم  | 

 

آقاي احمدي نژاد

معلمي كه كلمه عدالت را به شما آموخته، بزرگترين خيانت را نسبت به شما و نسبت به خودش مرتكب شده است زيرا فراموش كرده معناي آن را به شما بياموزد و شما نيز بزرگترين خيانت را نسبت به بشريت مرتكب شده ايد زيرا به قول كنفسيوس بزرگترين خيانت، خيانت به واژه هاست.

جدول زير و تصوير حكمهاي پيوست شده ادله اين استدلال است.

 

عنوان

حكم A

حكم B

حكم C

ميزان تحصيلات

فوق ليسانس (كارشناسي ارشد )

ديپلم فرهنگ و ادب

ديپلم دانشسراي مقدماتي

گروه

10

6

9

سابقه

8 سال

1 سال و 6 ماه

15 سال

جمع كل حقوق

3464850 ريال

3673370 ريال

3172204 ريال

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 13:31  توسط معلم  | 

 

امسال  هم روز و هفته معلم فرارسيد و معلمان هم بي آن كه موضوع را جدي بگبرند ، با شوخي و طنز و ريشخند اين روز را به يكديگر تبريك گفتند كه ؛ بله معلمي شغل انبياست و انبياء هم كه طبق دستور خدا نبايد دستمزدي از امت خويش دريافت مي كردند و معلم چراغ راه بشريت است و كار او روشنگري و هدايتگري است و ... كه در اين ميان ياد لطيفه جديدي كه اين روزها از طريق تلفن همراه توسط همكاران بين همديگر رد و بدل مي شود افتادم كه به نقل از سخنگوي دولت مي گويد: دولت در راستاي سياست هاي حمايتي خويش از معلمان ! قرار است براي راحتي و افزايش كارائي معلماني  كه چون شمع مي سوزند ، از امسال تسهيلات بهتري برايشان فراهم كرده و آنان را گازسوز نمايد !!!

راستش از هم اكنون پيداست كه دولتيان چه خوابي براي فرهنگيان ديده اند و از قديم هم بيخود نگفته اند كه سالي كه نكوست از بهارش پيداست . بهار معلمان در سال 86 با دستگيري و زندان فعالان صنفي آنان آغاز شد و بعد هم حذف لايحه خدمات كشوري از بودجه سال 86 و مزخرفاتي همچون طرح پلكاني كه بين دوغ و دوشاب در آموزش و پرورش تفاوتي قائل نمي شود و به جاي تشويق و حمايت از معلمان باهوش و مستعد به منظور ايجاد انگيزه براي تلاش بيشتر و  افزايش توانمندي و ارتقاء تحصيلات و كسب مدارج علمي و برخورداري از اندكي مزاياي بهتر در ازاي زحمات و سختي هايي كه بر خود هموار نموده اند ، آنان را نقره داغ كرده و كاري كردند كه ديگر هيچ معلمي هوس ادامه تحصيل و كسب مدارج عاليه را ننمايد چرا كه اكنون با وضعيتي كه پيش آورده اند  معلمان تحصيلكرده نه تنها از بالا بودن تحصيلات خويش خرسند نيستند بلكه خويشتن را سرزنش مي كنند كه چرا همان ديپلمه نمانده اند تا هم اكنون حقوقي برابر با معلمان فوق ليسانس و ليسانس دريافت كنند ! و چرا اينقدر ساده لوح تشريف داشته اند كه تصور مي كرده اند در اين ديار ، اين آيه قرآني به درستي فهميده شده و بدان عمل مي شود كه مي فرمايد:« هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون ؟» 

بله ، موضوع به همين جا خاتمه پيدا نمي كند بلكه آقايان خوابهاي خوش بسياري را براي ما معلمان ديده اند . آنان بنادارند معلماني را كه كمي سروگوششان مي جنبد و در تشويق همكاران به اعتراض و تحصن مؤثرند شناسايي و به حراست معرفي نمايند و شاخ و شانه كشيدن ها كم كم از جنبه هاي به ظاهر محترمانه خارج شده و مديران مدارس رياكاري را كنار گذاشته و علناً عدم حضور معلمان در كلاسها و يا شركت آنان در تجمعات صنفي را به عنوان غيبت و تخلف به مناطق گزارش داده و زبان تهديد را به كار گرفته اند و چنگ و دندان نشان دادن هاحالت بي پرواتري به خود گرفته است كه اينها همه نشان از سالي پر برخورد و خشن با معلمان معترض و زياده خواه و(به تعبير سخنگوي دولت)  وابسته ! به جريانات خارج از كشور دارد و معلمان بايد ضمن حفظ هوشياري و وحدت و همدلي خويش ، مراقب باشند تا در دامي كه برايشان گسترده اند نيفتند .

 اين از نتايج سحر است   باش تا دولت صبحت بدمد

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:48  توسط معلم  | 

سخنگوي محترم دولت در آخرين مصاحبه خود با خبرنگاران ، افاضه فرموده است :

« ...اينها مطالبات كارگران، معلمان و زنان نيست و تنها مطالبه گروه خاصي كه داراي اهداف سياسي و متصل به خارجند و توجهي به منافع ملي نداشته و به آن چشم طمع دارند، است.

وي ادامه داد: در مورد بخش معلمان، دولت توجه خاصي به اين صنف دارد و بر اين باورم كه بحث معلمان، بحث مادي نيست و آن را انحرافي مي‌دانم كه عده‌اي معلمان را در بحث نياز معيشتي تنزل مي‌دهند و معلمان را در اين سطح نشان مي‌دهند؛ چراكه نگاه معلم، نگاه انسان‌ساز متعالي و در صف انبياست. با اين وجود ما مشكلا‌ت عمومي داريم و دولت تلا‌ش مي‌كند كه با ايجاد سهام عدالت فاصله‌ها را كاهش داده و در جهت تامين رفاه گام‌هاي موثري همان‌طور كه در عرصه بهداشت و مسكن انجام داده، انجام دهد. »

********

ادبياتي كه جناب سخنگوي دولت از آن استفاده كرده از همان نوعي است كه در طي دوسال گذشته گوش ملت از آن پر شده و ديگر به  به آن عادت كرده اند چرا كه اين اولين باري نيست كه وقتي مسئولين در تنگناي قافيه  قرار مي گيرند، اينگونه جوابهاي سربالا داده و سعي مي كنند با دادن آدرس عوضي ،اذهان پرسشگران را به ديگر سو منحرف نمايند ؛ و متأسفانه بايد گفت كه اين رفتار بيمار گونه در اين دولت اصولگرا (!)به يك رفتار كليشه اي و ثابت مبدل شده است . به خاطربياوريد موضوع گراني مسكن را كه رئيس جمهور به جاي تأمل در سياستهاي خويش ، آنرا كار توطئه گران دانستند و به جاي يافتن راهكارهاي علمي و كارشناسانه براي حل مسئله ، وزير اطلاعات را مأمور يافتن و مجازات عوامل گراني مسكن نمودند!!! و ...  

حال ؛ اين كه هرگونه اعتراض و تجمع و تحرك صنفي ، از ديدگاه آقايان يك توطئه تلقي شده و به صرف اين كه اپوزيسيون خارج از كشور ،ازاعتراضات مدني اعلام حمايت مي كنند ، بلافاصله اتهام خيانت و همراهي با گروههاي برانداز نظام ، به شريفترين و زحمتكش ترين گروههاي جامعه زده شود ، جاي بسي تأسف دارد ! و بايد به چنين مسئوليني دست مريزاد گفت .

 بديهي است كه براي عده اي آسانترين راه براي از ميدان به دركردن مخالفان و معترضين و به خاموشي كشانيدن آنان ، تهديد و ارعاب مي باشد تا از اين طريق صورت مسأله را پاك كرده و با خيال راحت بدون شنيده شدن صداي منتقدين و معترضين ، چند صباحي بيشتر به مديريت تحكم آميز خود برجامعه ادامه دهند كه البته جمهوري اسلامي را با اين شيوه و روش ، هيچ نسبتي نيست و چنين آيين و مرامي شايسته حكومتهاي ديكتاتوري است .

از طرفي در تأييد سخن ايشان بايد گفت : بله ؛ مطالبات معلمان فقط مطالبات مادي نيست ، اما اين حرف به معناي آن هم نيست كه دولت  وظيفه اصلي و اضطراري خويش در رفع مشكلات معيشتي معلمان را به فراموشي بسپارد و اعلام نمايد كه ما به دنبال احياي منزلت رواني و اجتماعي ايشان مي باشيم ! كه چنين سخني ادعاي گزافي بيش نيست . آنچه كه بديهي است تأمين منزلت معلم در وهله اول در گرو يك زندگي بي دغدغه و آبرومندانه است كه بتواند با اشتغال دريك شغل ، نيازهاي معيشتي و رفاهي خانواده خويش را آنچنان كه شايسته يك معلم است تأمين نمايد و ناچار نباشد تا براي رفع مايحتاج اوليه زندگي ، خويشتن را در مقابل هر كس و ناكسي خوار و خفيف نمايد .

حال اگر دولت اين اولين پله را به درستي پشت سر گذاشت ، وظيفه دشوارتر بعدي يعني همان احياي منزلت فرهنگي و اجتماعي  معلم، در مقابل رويش قرار خواهد گرفت كه آن هم مقوله اي فراتر از شعارها و حرفهاي كليشه اي و تكراري است
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 17:2  توسط معلم  | 

 

 برگرفته از وبلاگ صدای معلم

متشکریم که سکوت کرده اید و در آرامش به جوانب اصل 44 قانون اساسی می پردازید.

متشکریم که سکوت کرده اید تا در هرکوی و برزن، پیر و جوان و خرد و کلان به ما طعنه بزنند که: " معلمان مگر چکار می کنند ــ 15 روز که ایام عید تعطیل هستند ــ سه ماه تابستان هم تعطیل می باشند ــ در کلاس هم که درس نمی دهند ــ . . . پس غلط بی جا هم می کنند که توقع حقوق بیشتر دارند"

متشکریم که سکوت کرده اید تا سربازان گمنام امام زمان (عج) با معلمانی که تقاضای ایجاد برابری دارند (و نه بیشتر) مثل شهرام جزایری به عنوان زیاده خواه و دزد بیت المال و اخلالگر برخورد کنند.

متشکریم که سکوت کرده اید تا بسیاری از مسئولین جبهه ندیده ی ما، عدم حضور خود در جبهه های جنگ را به عنوان ابزاری برای برخورداری بیشتر از امکانات موجود در مملکت تبدیل کنند.

ما از شما ممنون هستیم که سکوت کرده اید که هر مرجعی که دستی بر آتش بیت المال دارد ، اول بر ای کارمندانش پاداش های مصوب داخلی بگیرد و در نهایت پس مانده ها را به معلمان (شاید بایدگفت: طفیلیان) و وزارت بهداشت و از این جور سازمان های به ظاهر بی اهمیت مملکت بدهد.

ما از شما متشکریم که سکوت کرده اید تا در رسانه ی درخشان ملی هر روز در بوق و کرنا کنند که پاداش پایان سال همه ی کارمندان دولت 175000 تومان است اما اعلام نکنند که پاداش های درون سازمانی میلیونی در وزارت نفت، نیرو، دارایی، و. . . از کجا تأمین می شوند و به چه کسانی داده می شود.

شما را به همه ی مقدسات سوگند حقوق سه ماه تعطیلی تابستان و پانزده روز عید را به ما ندهید اما بقیه ی سال مثل یک کارمند  شرکت نفت، یا گاز، یا دارایی، یا . . . به ما حقوق بدهید. شما را به تمام مقدسات سوگند این سه ماه تعطیلی هم دانش آموزان را به کلاس بیاورید تا ما بیکار نباشیم و این همه طعنه و کنایه در کوچه و خیابان نشنویم.

رهبر عزیز! ما از شما متشکریم که سکوت کرده اید و وزیر با لیاقت آموزش و پرورش پشت تریبون مقدس رسانه ی ملی اعلام می کند: " ما پاداش آخر سال معلمان را داده ایم." (آقای وزیر بسیار محبت کرده اید، ممنونیم. ما را شرمنده ی مرامتان کرده اید.) و اعلام می کند:

"در چند سال اخیر به حقوق معلمان 60% اضافه شده است" . آقای وزیر! دست شما و دست اندرکاران امور درد نکند، اما این را هم بگوئید که: 60% حقوق 000/200 تومانی می شود: 000/120 تومان ولی از طرف دیگر اگر سالانه 20%به حقوق یک کارمند شرکت نفت با حداقل حقوق 000/300/1 تومان اضافه شود می شود هرسال 000/260 تومان. آقای وزیر! آخر وقاحت تا چه حد؟! سر چه کسی را دارید کلاه می گذارید؟ اگر عرضه نداشتید مگر مجبورتان کرده بودند که بیائید وزیر شوید؟ مگر شعار شما خدمتگزاری نبود؟ آیا به قول آقای احمدی نژاد آن ادعاها، شعارهای انتخاباتی بود؟

رهبر گرانقدر! ما از شما متشکریم که سکوت کرده اید که دیگران، بی عرضه بودن ما معلمان را به رخمان بِکِشند.آن ها  راست می گویند: مگر مملکت پول اضافه دارد که به دلسوزان بچه های مردم بدهد. لابد این پول ها مال معلمان افغانستان است که وزیر عزیز ما  40میلیون دلار ناقابل آن را به آقای کرزای داده است تا خرج مدارس با بضاعت افغانستان کند. (البته این مبالغ فقط موراد ناچیزی است که از رسانه ی عافیت طلب و مصلحت اندیش ملی پخش شده است بقیه ی موارد را الله اعلم)

رهبر عزیز! از شما متشکریم که سکوت کرده اید با این که می بینید درسؤالات آزمون استخدامی سال 85 بانک ملت این سؤال را برای ایجاد فرهنگ معلم ستیزی مطرح می کنند که: ((معلمان همواره نسبت به حقوق خود معترضند اما به نظر من معلمان بیش از حق خود حقوق دریافت می کنند. بلی     خیر   )). لابد فرهنگ معلم ستیزی در بانک هایی که به اسم این ملت و با پول این مردم فربه شده اند مرسوم می باشد.

بازهم از شما متشکریم که همه ی این موارد را می بینید و باز هم سکوت می کنید. گاهی اوقات به شک می افتم که وقتی مقام عظمای ولایت (که به قول آن عزیز سفر کرده: حق ندارد حتی درخلوت خود  فکر ظلم کردن را به خود راه دهد!) در این زمینه سکوت کرده اند، لابد به قول عزیزان بانکی ما زیاده خواهیم ! ! !

آقا! ما از زبان خود شما شنیدیم که امام در سال 42 وقتی کلام حق می گفت و دستگیر شد گفت سربازان من در گهواره ها هستند و می دانید که سربازان آینده ی این مرز و بوم هم اکنون در کلاس های درسی تربیت می شوند که ما متصدی امور آن هستیم و در آن جا به تدریس مشغول هستیم.(البته با جو فعلی شاید بانک ها و خیلی از سازمان ها بگویند: این فرزندان در کلاس هایی تربیت می شوند که ما طفیلیان جامعه در آن جا به گفتن اراجیف و مهمل بافی مشغول هستیم!) آخر چگونه انتظار دارید کسانی که در جامعه (دانشگاهی و صنعتی و بانکی) ما طفیلی و زیادی شناخته می شوند بتوانند جوانان خوبی تربیت کنند؟ شاید بی ربط می گوییم و آن ها خودشان خود به خود تربیت می شوند؟ نمی دانم . . .

رهبرا! بازهم از شما متشکریم که سکوت کرده اید. اما آقا جان! قربان جد عزیزت، شما مسئولید، هم در مقابل وجدانتان و هم در مقابل خدا و ما هم مطیع ولایت. خدا سایه ی شما را از سر ما کم نکند.

                             

 یا علی

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 20:12  توسط معلم  | 

نمي دانم آن

نمي دانم آن وقتي كه  مشاوران آقاي احمدي نژاد به ايشان توصيه مي كردند كه ملوانان متجاوز انگليسي را آزاد كرده و با آنان عكس يادگاري بيندازد ، چرا كسي يادش نيفتاد به ايشان مثل معروف :«چراغي را كه به منزل رواست به مسجد حرام است »را يادآوري نمايد؟! آخر هر چه فكر مي كنم مي بينم شأن معلمان ميهن بالاتر از ملوانان انگليسي است . پس جناب رئيس جمهور را چه شده است كه حاضر است با ملوانان متجاوز!!! انگليسي عكس يادگاري بگيرد و آنان را با هداياي آنچناني بدرقه كند؟ اما حاضر نيست ذره اي در برابر معلمان انعطاف و مهرورزي !!! نشان بدهد ؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 20:25  توسط معلم  |